اطلاعیه ها

زنان افغانستان با خودسوزی پيام خود را ميرسانند

زنان افغانستان با خودسوزی پيام خود را ميرسانند

 

افغانستان بدترين محل در جهان برای زن بودن است. اينرا  تنها گزارشات هر سالۀ سازمان ملل نه بلکه حوادثی که هر چند گاه توسط میدیا منعکس ميگردد، ثابت ميسازد. ماه و هفته یی نيست که  گزارشی از يک خودسوزی و يا قتل فجيعانۀ يک زن يا به دليل ازدواج اجباری و يا عدم فرمانبرداری از شوهر يا اقارب وی،  منتشر نگردد . چندی قبل زن نوجوانی در ولايت کندز توسط شوهر و خانواده شوهر در دخمه ای محبوس و مورد بدترين شکنجه های غير انسانی قرار گرفته بود، تصادفا با نيمه جان از چنگ مرگ نجات يافت. زنان زيادی اند که به جرم زائيدن  فرزند دختر مورد بدرفتاری قرار ميگيرند و يا حتی وحشيانه به قتل ميرسند. کشتن، بدرفتاری فزيکی و روحی و کم ارزش دادن زنان، پديدۀ جديدی نيست  بلکه بخشی از واقعيت زنده گی اسارتبار و مملو از محروميت  اکثريت زنان افغانستان در طول سده های متمادی بوده است. اما آنچه اخيرا در ليست سياهروزی زنان اضافه شده، پديدۀ وحشتناک خودسوزی و يا خودکشی زنان است. سادات دختر نوجوان پانزده ساله از هرات، يکی از آن قربانيان است که اخيرا در اعتراض به ازدواج اجباری با مردی دو برابر مسن تر از خود،  جسمش را به آتش کشيد.

خودسوزی زنان در شرايط کنونی پيامهای زيادی به جامعه و جهان دارد. از جمله زنان افغانستان با آتش زدن خود ميخواهند بگويند  که زنده گی یی که آنها در آن قرار دارند، يک جهنم واقعی است. بی ترديد زنده گی یی که آنها از سر ميگذرانند، هر لحظه اش سوختن و نابود شدن است و ازينرو آنان  ترجيح ميدهند که يکبار بسوزند و نابود شوند تا هزاران بار. آنان ميخواهند اينرا نيز به ما بگويند که درين شرايط بيچاره و تنهايند. نه کسی بداد آنها می رسد و نه کسی به کمک آنها می شتابد. آنها خود را در بيدادگاهی بنام افغانستان می يابند که  اکثريت باشندگان مرد آن  بيرحم  و سلطه گرند. همچنان خودسوزی آنها اين  پيام بسيار مهم را  نيز در خود دارد که ديگر حوصله تاريخی زنان افغانستان بسر رسيده و وجدانِ  بيدار شده  بيش ازين به آنها اجازه نميدهد که زنده گی را به هر قيمت و با  هرخواری و بيعدالتی تحمل کنند. آخرين پيام آنان  ميتواند پاسخ  قاطع و دندان شکن به سياستمداران، ايدئولوگهای و ريزه خواران وطنی “جامعه جهانی” باشد که  در برابرهر خواست در مورد آزادي و برابری زن به تيوری نسبيت فرهنگی و فرهنگ اسلامی توسل می جويند و زن افغانستانی و شرقی را شايسته آزاد زيستن و برابربودن نميدانند. سياستمداران ناتو بارها گفته اند و بعد ازين نيز تکرار خواهند کرد که مطالبات آزادی خواهی و برابری طلبی برای زنان افغانستان زياده خواهی غير واقعیست. ما ميدانيم که سفسطه بازی و لفاظيهای توخالی آنها بيشتر ريشه در منافع سياسی آنان دارد تا در واقعيت اجتماعی افغانستان.  سياستمداران و صاحبنظران غربی که بيشتر از يکدهه با تمام ساز وبرگ اعم از نظامی و انجیوئی در افغانستان حضور داشته اند، از واقعيت جامعۀ افغانستان به قدر کافی مطلعند، اما منافع شان مخصوصا درين شرايط  با دفاع از حقوق زن در افغانستان جور در نمی آيد. مسأله ايکه تازه گی ندارد و بيش از سه دهه است که تمام دولتها و میدیای غرب با تمام امکانات از احزاب و گروههای اسلامی و زن ستيز در به دست گرفتن قدرت حمايت کرده اند.  سياهروزی روزافزون زن افغانستانی که حالا با خودسوزيها خود را ظاهر ميسازد، نتيجۀ بلافصل تبانی و “اتحاد مقدس” ارتجاع اسلامی و امپرياليسم در طول بيشتر از سه دهۀ اخير در کشور است.

آخرين پيام زنان قهرمان و جان باختۀ افغانستان جدی و روشن است. آنان بيش ازين حاضر نيستند که زنده گی در اسارت مردان  و بيعدالتیهای  گوناگون و غير انسانی را تحمل نمايند. اين شايد اولين جرقه هایی از يک حريق گسترده یی باشد که امروز از گوشه و کنار افغانستان بمشاهده می رسد. آيا  زنان با شهامت و آزاديخواه کشور با آتش زدن خود ميتوانند به جان سرد جامعۀ اسير و دربند ما نيز آتش  بزنند؟  آيا اين زنان با خاگستر کردن خود زمينه را برای خاگستر شدن دشمنان آزادی زن در آينده نه چندان دور فراهم خواهند کرد؟ آزادی زنان و تامين حقوق برابر آنان با مردان که هر سال در 8 مارچ در سراسر جهان تجليل ميگردد، يک امر مهم اجتماعی و پيامد يک جنبش و حرکت بزرگ سياسی و اجتماعی در جامعه است. اين يک جنبش آزادي خواهی و برابری طلبی است که همه نيروها ی استثمارگر و استبدادی را به مصاف می طلبد. در افغانستان مشخصا جنبش آزادي خواهی و برابری طلبی به ويژه جنبش ازادي خواهی زنان بايد از سر نعش منحوس نيروها و نهادهای اسلامی و سنتی  عبور کند. همانگونه که  بدون جنبش آزادي خواهی زن حرکت برابری طلبی و آزادي خواهی در يک جامعه  به طور کلی معنی ندارد،  جنبش آزادي خواهی زنان در غياب جنبش برابری طلب و آزادي خواه عمومی تصوری  محض و سرابی بيش نيست . يا به عبارت ساده و روشن، جنبش آزادي خواهانۀ  زنان با جنبش سوسياليستی در يک پيوند عميق و ناگسستنی قرار دارد.

زنده باد هشتم مارچ، روز جهانی زن!

زنده باد سوسياليسم!

کميتۀ اجرائيۀ سازمان سوسياليستهای کارگری افغانستان

نظر بدهید : ادامه...

هدف اصلی کنفرانس بن دو اتحاد مرتجعين است

“… همه رويدادها و شخصيتهای بزرگ تاريخ جهان، به اصطلاح دوبار به صحنه می آيند، … بار اول بصورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی”. چنانچه ديده ميشود کنفرانسهای بن اول و دوم نيز ازين قاعده مستثنی نيستند. کنفرانس بن اول در دهسال قبل با تمام انتظارات و خوش باوريهای عمومی در عمل سرآغاز يک پروسه دردناک و تراژدی تازه ای بود، کنفرانس بن دوم در شرايط که ارتجاع و امپرياليسم ظرفيت و قابليت شانرا را  در عرصه عملی به نمايش نهاده اند، نمايش خنده داری بيش نيست. کنفرانس بن اول  نه فقط در مرکز توجه افکار جهانی و مديای بين المللی قرار داشت که نقطه عطف در حيات سياسی افغانستان و منطقه پنداشته ميشد، اما کنفرانس بن دوم در واقعيت امر يک نشست بی خاصيت و تکراری است که معلوم نيست در عمل جز يک تلاش مجدد اما ناموفق در وحدت با طالبان  چه دستاورد و پيامدهای ديگری را در پی خواهد داشت.

بياد داريم که مديای جهانی با چه بوق و کرنای برگذاری کنفرانس بن اول را تبليغ کردند اما آن کنفرانس با بقدرت رساندن و ائتلاف گروهها و شخصيتهای جهادی، قومی و جنگسالار، عليرغم وعده ها و تبليغات عوامفريبانه، فقط در مسير سياه روزی، تداوم جنگ و نابرابری و بی حقوقی هرچه بيشتر انسانهای مظلوم کشور ما به پيش رفت. بعد از گذشت يکدهه از توافقات بن جنگ و خونريزی، مسئله ايکه امپرياليستها علت اصلی مداخله خود عنوان کرده اند، پديده است که دامنه آن هر روز گسترش می يابد. افغانستان هنوز بدترين کشور در جهان برای زنان و کودکان بشمار ميايد. ميزان توليد و قاچاق مواد مخدر، فقر و بيکاری و مهمتر از آن تفاوت درآمد و فاصله طبقاتی بيش از هر زمانی در کشور افزايش يافته است. کنفرانس بن اول نه فقط سرآغازيک تراژدی جديد برای مردم افغانستان محسوب ميگردد که برگذار کنندگان آن، امپرياليسم و ارتجاع ، نيز موفقيت نداشته اند و در گرداب جنگ و تضادهای متعددی گير کرده اند. اين وضعيت دشوار عمومی که شامل حال مردم و دشمنان مردم هردو ميشود، از خود عوامل و راه حلهای و چشماندازهای متفاوت دارد. امريکا و متحدين در دهسال قبل، برخلاف خوش باوريهای عده ای که ترکيب کنفرانس بن اول را مجبوريت و نبود آلترناتيف بهتر می پنداشتند، نيروهای دلخواه  و متحد خود را گرد آوردند و بقدرت رساندند. کنفرانس اول بن يکبار ديگر به همه مخصوصا به ليبرالهای ما نشان داد که نيروهای قابل اعتماد امپرياليستی چه نیرو هایی هستند؟ همچنان کنفرانس به تازه ليبرالهای وطنی فهماند که بورژواها و امپرياليستها مسئله ای بعنوان خواست و مطالبه مستقل مردم و طبقات پائين اجتماعی را نه به رسميت می شناسند و نه  به آن وقعی می گذارند ونيز خواست و منافع طبقات متخاصم  آشتی پذير نيستند. همچنان ثابت شد که شعار ها و مطالبات مانند تامين دموکراسی و حقوق بشر امپرياليستی و بورژوازی در عمل و واقعيت به چه معنی است. شايد تذکر اين حقيقت پس از اين همه تجارب  دهسال اخير و مخصوصا با توجه به هدف اصلی کنفرانس دوم بن  اضافی بنطر رسد اما درک ماهيت عملکرد امپرياليستی برای دفاع از آزادی و منافع توده های پيشرط هر مبارزه ای سالم سياسی  در آينده است. کنفرانس دوم بن که تلاش تازه ای در هم کاسه کردن تمامی اسلاميستها و مرتجعين در خوان قدرت به شمار ميآيد، ميتواند يک راه حل و حتی بهترين راه حل برای ارتجاع و امپرياليسم باشد، اما قطعا اين راه حل سازش ضد انقلابی و “اتحاد مقدس” دشمنان مردم و دشمنان کارگران و توده های مردم است.

آلترناتيف و راه حل نيروهای پيشرو و انقلابی و منافع مردم و طبقه ای کارگر افغانستان در تقابل کامل با راه حلهای دشمنان آنها و از جمله کنفرانسهای از نوع کنفرانس بن قرار دارد. اينبار در آستانه برگذاری کنفرانس دوم بن با برخورداری از کارنامه يکدهه امپرياليسم و ارتجاع در افغانستان و منطقه، کمتر کسی به اهداف، عواقب و پيامدهای اين کنفرانس برخلاف کنفرانس اولی توهم دارد و باوجود آن، سازمانهای و نيروهای آزاديخواه، پيشرو و سوسياليست در قدم اول مسئوليت دارند تا از ماهيت و اهداف ارتجاعی اين کنفرانس و بويژه سياست مصالحه با طالبان و همقطاران آدمکش آنها پرده بردارند. در شرايط که ارتجاع و امپرياليسم هر روز بيشتر از قبل با عملکرد خود  به ابهامات ميان توده ها پايان می بخشد و هرچه بيشتر به بحران و تضادهای لاينحل گير ميکنند، زمانی آن فرا رسيده است تا سوسياليستها و نيروهای آزاديخواه با  صلابت و بامطالبات روشن خود پا به ميدان بگذارند

زنده باد سوسيــــــــــــــاليسم

کميته اجرائيه سازمان سوسياليستهای کارگری افغانستان

26 نوامبر 2011

نظر بدهید : ادامه...

حق چاپ © 1996-2010 . تمامی حقوق محفوظ است.
قالب iDream توسط Templates Next \ فارسی شده توسط اژدری | قدرت گرفته از وردپرس فارسی